مقالات :: کل مقالات بخش سایر مقولات
|
نوشته شده توسط قدرت فر (مدیر سایت)
|
|
دوشنبه ، 11 آبان 1388 ، 18:06 |
|
دید کلی هر چند زمانی غیر عادی به نظر میرسید، اما اکنون جستجو برای یافتن هوشمندی فرازمینی (SETI) به طور وسیعی مورد توجه قرار گرفته و به یک رشته علمی تبدیل شده است. این رشته با علوم متفاوت از قبیل نجوم ، فیزیک ، شیمی ، فناوری اطلاعات «It) و زیست شناسی درگیر است. پیشتر پژوهشگران این رشته (SETI) برای گوش دادن به سیگنالهای مصنوعی که از فضا میآیند، از تلسکوپهای رادیویی استفاده میکردند. این در حالی است که تعداد اندکی نیز در جستجوی روشهای انتقال لیزری هستند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نوشته شده توسط قدرت فر (مدیر سایت)
|
|
دوشنبه ، 11 آبان 1388 ، 18:05 |
|
دژاوو (Déjà vu ) کلمه ای فرانسوی به معنای "پیش از این دیده شده" است که در فارسی با عبارت آشنا پنداری توصیف میشود. این همان حس غریب و وهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه ای کاملا جدید به آن دچار میشویم و تصور میکنیم این واقعه، در گذشته و کاملا به همین ترتیب برایمان رخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده ایم.
|
|
ادامه مطلب ...
|

|
نوشته شده توسط قدرت فر (مدیر سایت)
|
|
دوشنبه ، 11 آبان 1388 ، 17:18 |
|
واقعیت این است که همیشه انسان ها در صدد بودند از رازهای عالم وجود آگاهی یابند تا بتوانند از تاثیر و نقش آنها در زندگی خود بهره گیرند و با ملکوت عالم مأنوس باشند . قرآن نیز انسان ها را به این امر تشویق کرده و فرموده : « اولم ینظروا فی ملکوت السماوات و الارض ... » (1) و علاوه بر این ، قرآن با تشویق مومنان به تدبر در آیات کتاب خداوند عمیق ترین و دقیق ترین اسرار و سنن واقعی عالم وجود را در اختیار انسان ها قرار می دهد تا عطش رازآموزی انسان را به صورتی صحیح سیراب کند . ولی از آنجایی که خداوند در مقابل هر غذای حلالی غذای حرامی نیز قرار داده تا معلوم شود چه کسی طالب حق است و چه کسی طالب ارضای نفس اماره ، در مورد توجه به غیب هم موضوع همین گونه است، و انسان های گرفتار نفس اماره بدون آنکه بدانند ؛ نحوه ی رویکردشان به راز و امور غیبی ، رویکردی وهمی و بی ثمر می باشد ، که نمونه های این رویکرد انحرافی را در جادوگران می توان ملاحظه کرد . نویسنده ی محترم در این مباحث سعی کرده به کمک قرآن و روایات و دلایل حکمی ، تفاوت این دو رویکرد را روشن نماید تا نه تنها مرز خرافه با حقیقت روشن شود ، بلکه خواننده با معارف بلندی در موضوع امور غیبی آشنا گردد و ان شاء الله بتواند با پیگیری این امور جهت زندگی خود را هر چه بیشتر به سیره ی اولیاء دین « علیهم السلام » نزدیک کند.
بعضی از سوالاتی که لازم است بدانها پاسخ دهیم عبارتند از : 1 ـ نقش سحر در زندگی انسان ها چه اندازه است ؟ آیا می توان از طریق سحر سرنوشت انسان ها را تغییر داد ؟ 2 ـ آیا چشم زخم حقیقت دارد ، و افرادی هستند که توان چشم زدن داشته باشند ؟ 3 ـ جایگاه احضار روح در معارف اسلامی کجاست ؟ 4 ـ کیفیت و حکم هیپنوتیزم چگونه است ؟
زمینه های پذیرش شیطان یا ملک : همان طور که می دانید و قرآن هم به ما خبر داده است بالاخره مجموعه ای از قوای غیبی در عالم موجود است که اگر بخواهیم انواع آنها را بشماریم به این صورت است که متوجه باشیم ، اصل همه غیب ها حضرت غیب الغیوب یعنی حضرت رب العالمین است ، خداوند غائبی است که تمام عالم تحت تاثیر و سیطره ی اوست . ملائکه نیز از حقایق غیبی اند که بر عالم و آدم تاثیر می گذارند و علاوه بر تدبیر عالم ، به اولیاء الهی نیز کمک می کنند . از جمله قوای غیبی عالم که می توانند تاثیرگذار باشند ، جنیان هستند ، حالا چه ازجهت مثبت و چه از جهت منفی . جنیانی را که نقش منفی دارند شیاطین می نامند . و باز از جمله موجودات غیبی که می توانند تاثیرگذار باشند ، نفس انسان ها است ، بعضی از انسان ها می توانند بر روح و روان سایر انسان ها تاثیر بگذارند . می توان از وجودات غیبی ، درست استفاده کرد ، همچنان که می شود از انوار آنها محروم شد . همان طور که می توان از خدا استفاده کرد و قلب را آماده پذیرش انوار الهی نمود ، می شود با پشت کردن به دین الهی ، از انوار حضرت رب العالمین محروم شد . حال اگر خود را از انوار الهی محروم کردیم ، قوای غیبی منفی جای آن را می گیرد . زیرا همان طور که این یک قاعده است که : « دیو چون بیرون رود فرشته درآید » عکس آن هم هست که : « فرشته چو بیرون رود دیو در آید » دیو همان شیطان است . هیچ وقت نمی شود قلب و فکر ما بدون یک نیروی خیالی حرکت کند ، ما همیشه بر اساس قوای خیالیه کارهایمان را انجام می دهیم . به عنوان نمونه ، قبل از اینکه بلند شویم و به این جلسه بیاییم ، یک تصور خیالی از اینجا داریم که بر اساس آن بدن را حرکت دهیم تا بیاییم اینجا . حال آن صور خیالی که عامل حرکت ما است یا بر اساس تجلی نور الهی بر قوه ی خیال ما به وجود آمده ، یا بر اساس وسوسه های شیطان ایجاد شده است ، خیال ما خالی از یکی از آن دو نمی باشد . اگر زمینه ی پذیرش نور الهی ضعیف شد ، شیطان با تحریک قوه ی وهمیه فعالیت خود را شروع می کند و با وعده های دروغ ما را به مسیری که می خواهد می کشاند . قرآن می فرماید : « و قال الشیطان لما قضی الامر ان الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم و ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی و لومرا انفسکم ما انا بمصرخکم و ما انتم بمصرخی انی کفرت بما اشرکتمون من قبل ان الظالمین لهم عذاب الیم » (2) و چون روز حساب بر پا شد شیطان می گوید : خدا به شما وعده داد ، وعده ی راست ، و من به شما وعده دادم ، و خلاف کردم ، و مرا بر شما هیچ تسلطی نبود جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید ، من فریادرس شما نیستم و شما هم فریاد رس من نیستید ، من به آنچه از قبل برای خدا شریک می دانستید ، کافرم . آری ستمکارن عذابی پر درد خواهند داشت . طبق آیه ی فوق شیطان در آن شرایط دارد می گوید خودتان بد بودید و زمینه ی پذیرش نور الهی را در وجود خود از بین بردید ، من را چرا ملامت می کند . چون اهل جهنم در قیامت به شیطان می گویند : چرا ما را گمراه کردی ؟ می گوید : من شما را گمراه نکردم ، در این گمراهی خودتان را ملامت کنید ، من دیدم شما پذیرای وعده های من هستید ، جلو آمدم ، باز بیشتر پذیرای وعده های من بودید ، بیشتر جلو آمدم . گاهی آنقدر طرف پذیرای شیطان می شود که به تعبیر امیرالمومنین « علیه السلام »: « اتخذوا الشیطان لامرهم ملاکا و اتخذهم له اشراکا فباض و فرخ فی صدورهم و دب و درج فی حجورهم فنظر باعینهم و نطق بالسنتهم فرکب بهم الزلل و زین لهم الخطل فعل من قد شرکه الشیطان فی سلطانه و نطق بالباطل علی لسانه » (3) شیطان را معیار کار خود گرفتند ، و شیطان نیز آنها را دام خود قرار داد و در دلهای آنها تخم گذارد ، و جوجه های خود را در دامانشان پرورش داد . با چشم های آنان می نگریست ، و با زبان های آنان سخن می گفت . پس با یاری آنها بر مرکب گمراهی سوار شد و کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد ، مانند رفتار کسی که نشان می داد در حکومت شیطان شریک است و با زبان شیطان ، سخن باطل می گوید . حضرت می فرمایند ممکن است کسی روح و عقل و قلبش ، همه و همه در دست شیطان قرار می گیرد .
بدن مظهر قدرت روح : برای جواب به سوالات لازم است آیاتی را به عنوان مبنا مطرح کنیم تا راحت به جواب برسیم ، از جمله مبناهایی که باید بدان توجه داشت توجه تاثیر نفس یا منِ انسان است بر تن او . شما نفسی دارید که بر « تنِ » شما تاثیر می گذارد . حتی وقتی به جهت ترس ، قلبتان شروع می کند بزند « منِ » شما می ترسد و تحت تاثیر آن است که قلب گوشتی شما شروع به تپش های غیر عادی می کند . این قدر نفس آدم روی تن او تاثیر دارد که تن مظهر بسیاری از حالات من او می شود ، تا آنجا که گاهی با تحریک بدن توسط « نفس » تازه معلوم می شود چه قدرتی داشته ایم ، مثلاً هیچ وقت فکر نمی کردید بتوانید از روی جوی آب جلوی خانه تان بپرید . ده سال آنجا زندگی می کردی و هیچ وقت تصور پریدن از روی آن را هم نداشتی ، اما وقتی یک گرگ دنبالت کرد دیگر معطل نمی شوی که از روی پل بروی آن طرف ، با تمام نیرو از روی جوی آب می پری آن طرف ، حتی دو متر هم آن طرف تر می پری ، بعد هم از خود می پرسی این قدرت را از کجا آوردم ؟ این قدرت را « منِ » شما در بدن شما ایجاد کرد . « من » ترسید و برای دفع خطر چنین قدرتی را به بدن داد . گاهی کسی که صرع دارد با یک حرکت چند نفر را که دست او را گرفته اند پرت می کند آن طرف ، چون با تحریک من یا نفس او بدنش چنین قدرتی پیدا می کند که به طور عادی هیچ وقت بدن و ماهیچه هایش چنین قدرتی ندارند ، ولی چون روح او فوق العاده تحریک شده و از تعادل خارج گشته است دیگر نمی تواند با عقلش آن تحریک را کنترل کند . در همین رابطه می گویند : « دیوانه ها زور دارند » به خاطر اینکه « من » آدم ها قدرت فوق العاده دارد . ولی عقل تاثیر آن را بر بدن کنترل می کند ، حال اگر عقل در میدان نبود دیگر قدرت نفس انسان در کنترل عقل نخواهد بود . « من » انسان ها آنقدر قدرت دارد که می تواند از فاصله ی دور قطار در حال حرکت را نگه دارد . آن مرتاض با دستش نمی تواند قطار را نگه دارد ، اما با تمرکز قوای نفس روی قطار می تواند این کار را بکند ، تمرکز یعنی جمع کردن قوای نفس . البته مدت ها طول می کشد تا بتواند نفس خود را عادت به تمرکز بدهد . حال با توجه به چنین قدرتی که در نفس هر کس هست ، انسان می تواند از آن قدرت به صورت مثبت و یا منفی استفاده کند ، مومنی که نفس خود را متمرکز می کنند و قدرت آن را ظاهر می نمانید ، اهل کرامت می شوند ، و غیر مومنین درهمان رابطه اهل فتنه و فساد می شوند .
پی نوشت ها : 1) سوره ی اعراف ، آیه ی 185 2) سوره ی ابراهیم ، آیه ی 22 3) « نهج البلاغه » ، ترجمه مرحوم دشتی ، ص 53
منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم » |
|
نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
|
|
جمعه ، 31 فروردين 1386 ، 11:10 |
|
انسان موجود بسيار پيچيدهاي است و داراي قدرتهاي عجيب و غريب فراوان ميباشد، كه اين خود نشانه و آيت عظمت خالق تواناست (فتبارك اللـه احسن الخالقين). ا
|
|
ادامه مطلب ...
|

|
نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
|
|
جمعه ، 31 فروردين 1386 ، 11:01 |
|
متافيزيك از پيشوند متا (meta) به معني وراء، فرا، ماوراء، بعد و پشت و كلمه فيزيك (physics) به معني طبيعت تشكيل شده است. منظور از “طبيعت” دنيايي است كه در حال حاضر در آن زندگي كرده، آنرا احساس و ادراك مينماييم. پس متافيزيك به معني ماوراءالطبيعه، مابعدالطبيعه و يا فوق طبيعت است و شامل بخشهايي از جهان بيكران هستي و موجوداتي ميشود كه از حوزة ادراك حواس پنجگانه ظاهري ما خارج است.
قرار گرفتن در مسير متافيزيك، نقطه آغاز و نقطه عطفي در زندگي همه است كه منتهي به شناخت و معرفت خداوند عزوجل خواهد شد، (انشاالله) معرفت شامل ابعاد مختلف آن خواهد بود كه نهايت آن معرفتالله است. (معرفت خود، معرفت ساير موجودات، معرفت دنيا، معرفت آخرت، معرفت رسول خدا، معرفت ائمه و…)
متافيزيك مسير يك طرفهاي است كه از يك نقطه شروع شده، تا بينهايت ادامه دارد و غير قابل برگشت است، چون دقيقاً متناسب و منطبق با فطرت و درون ما است، هر فردي پس از آشنايي با متافيزيك و قرار گرفتن در مسير آن، آنقدر لذت معنوي خواهد برد كه خود حاضر به برگشتنميباشد.
اهم مباحثيكه در متافيزيك مورد نقد و بررسي قرار ميگيرند شامل مباني متافيزيك، عوالم متافيزيك، دانش متافيزيك و موجودات متافيزيك ميباشد. مباني متافيزيك به معني شناخت فيزيك و متافيزيك، شناخت زمان، مكان، ماده و انرژي و تبيين وضعيت و نقش آنها در فيزيك و متافيزيك است. عوالم متافيزيك، بخشهايي از جهان هستي است كه از حوزة ادراك ظاهري ما خارج ميباشد، براي مثال عالم ذر و عالم برزخ. در دانش متافيزيك با يك ديدگاه كُلنگر به جستجوي پاسخ سؤالات اساسي همچون فلسفه خلقت انسان و جهان، وضعيت انسان در قبل و بعد از اين جهان و… ميپردازيم (ازكجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود ــ به كجا ميروم آخر، ننمايي وطنم). در بخش موجودات متافيزيك ميتوان به فرشتگان، ارواح، جن و ابعاد ماورائي انسان و شايد بسياري از موجودات غير فيزيكي ديگر كه ما از آن آگاهي نداريم اشاره نمود. (اللهاعلم)
يكي از موجودات مهم متافيزيك جن ميباشد، متأسفانه ديده ميشود كه افراد سودجو تحت عناوين مختلف ارتباط با جن، تسخر جن و فروش موكل جني ادعاي حل مشكلات را دارند. اين در حالي است كه بيشتر اين افراد قصد سوء استفادههاي مالي و مادي از افراد ناآگاه را دارند. لذا برآنيم كه با در اختيار قرار دادن اطلاعات ديني و علمي، گرد و غبار اوهام و خرافات را از ذهن علاقمندان پاك نماييم تا مورد سوء استفاده قرار نگيرند. همچنين با شناخت اين موجودات ماورائي بيشتر به عظمت و بزرگي حقتعالي پيميبريم، باشد كه در مقابل او سر تعظيم فرود آوريم. (انشاالله)
“جن” از لحاظ لغوي به معناي پنهان و پوشيده ميباشد. جن كلمهاي مفرد است، جمع آن جان يا جنه و همخانواده آن جنت، مجنون و جنين ميباشد.
جن داراري حركات بسيار سريع ميباشد و به همين دليل قبلاً ميتوانست در آسمان نفوذ و استراق سمع كند ولي با ظهور حضرت مسيح (عليهالسلام) جلوي ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبي گرفته شد و با ظهور پيامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبياء (صلياللهعليهوآلهوسلم) كاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگيري گرديد، پس جن نميتواند از آينده و اسرار غيب خبر دهد و آنهايي كه مدعي اين گونه امور هستند، آگاهانه يا ناآگاهانه دروغ ميگويند.
خلقت انسان بعد از خلقت جن روي زمين بوده است و جنها هفت هزار سال پيش از انسان در كره زمين زندگي ميكردند. همانطور كه انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه ميباشند. طول عمر جن از انسان بسيار زيادتر است ولي جن نيز داراي مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص ميباشد، همچنين داراي حشر، نشر، معاد، حساب و كتاب اخروي است.
از لحاظ مرفولوژي و ظاهري، قيافه واقعي جن با انسان تفاوت دارد (اين موجودات ميتوانند با قيافه و ظاهر كاذب نمايان شوند). جن يك امتياز از لحاظ ظاهري نسبت به انسان دارد و آن اينكه ميتواند به هر شكلي كه ميخواهد اعم از انسان و حيوان دربيايد، ولي به شكل پيامبران، ائمه معصومين و شيعيان واقعي ظاهر نميشود. طول قد جن بسته به سن او، بين سي تا هشتاد سانتيمتر است.
جن داراي دو جنس مذكر و مؤنث است و توليد مثل ميكند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهيت شبيه هوا ميباشد. برخي معتقدند كه انسان و جن ميتوانند با همديگر ازدواج نموده، حتي توليد مثل نمايند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد، جن از پس مانده غذاي انسان بصورت بو كشيدن و يا مزه مزه كردن استفاده ميكنند.
بطور معمول جن انسان را ميبيند ولي براي انسان قابل رؤيت نميباشد. جن مانند انسان داراي علم، ادراك، قدرت تشخيص، مسئوليت و تكليف است. پيغمبر گرامي اسلام بر جنها نيز مبعوث شدند و در بين جنها نيز دين و مذهب و فرقه وجود دارد. جان به دو گروه مسلمان و غيرمسلمان تقسيم شده و مسلمانان آنها نيز در دو گروه اهل تشيع و اهل تسنن قرار ميگيرند. رهبر جنهاي شيعه«سعفر ابن زعفر»ميباشد و لوحي مزيّن به جملة مبارك«يا ابا عبد الله الحسين»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علي (عليهالسلام) كشته شد و خود نيز به دست آن حضرت مسلمان گرديد. زعفر و لشكريانش در واقعه كربلا به ياري حضرت امام حسين (عليهالسلام) شتافتند ولي آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.
در منابع مختلف از جمله قرآن كريم، تفاسير، احاديث و كتب علمي از جن ياد شده است. دانشمندان غربي از جن به عنوان ارواح صدادار ياد ميكنند. پيامبر گرامي اسلام كه درود خدا بر او باد ميفرمايند: «خداوند جن را در پنج صنف آفريد: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخي از انسانها جن را ميپرستند، علّامه طباطبائي (رضواناللهتعالياليه) ميفرمايند:«مشركان سه دسته ميشوند، اول آنهاييكه جن ميپرستند، دوم آنهاييكه ملائكه ميپرستند و سوم آنهاييكه مقدّسيني از بشر را پرستش ميكنند.»
ابليس از طوايف جن است و در قرآن صراحتاً به اين مطلب اشاره شده است. ابليس شش هزار سال عبادت كرد و همين امر باعث شد از زمين به آسمان برود و در رده ملائك قرار بگيرد و به درجهاي رسيد كه مرتبة استادي برخي از ملائك را داشت.
برخي از جنها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان ميباشند، بعضي انسانها نيز به ايجاد رابطه با جن تمايل دارند، ايجاد اين ارتباط امكان پذير است ولي به هيچ عنوان توصيه نميشود و نهي شده است، برخي از علما نيز آن را مجاز نميدانند. دانشمند فرزانه حضرت آيتالله العظمي مكارم شيرازي ارتباط با ارواح و جن را براي كشف امور پنهاني جايز ندانستهاند. ارتباط با ارواح و جن را براي كشف امور پنهاني جايز ندانستهاند. ارتباط با جن و تسخير جن نه تنها هيچ سودي براي انسان ندارد بلكه مضر نيز ميباشد، اگر انساني با جن ارتباط گرفت، ديگر نميتواند آنرا قطع كند و يا حداقل قطع اين ارتباط داراي عواقب خطرناكي است. قابل ذكر است كه جن در مقابل ارتباط با انسان و بعضاً خدماتي كه ارائه ميكند، چيزهايي از انسان ميگيرد كه جبران آن بسيار سخت بوده، يا غيرقابل جبران است. در صورتيكه جن از طرف انسان احساس خطر كند و يا آسيب ببيند، اقدام به تلافي خواهد كرد و به شخص مورد نظر يا بستگان نزديك، از جمله همسر و فرزندان او آسيب ميزند و يا آزار و اذيّت ميرساند، پس بهتر است در مورد جن به همين مقدار اطلاعات رسيده از منابع ديني و بزرگان اكتفا نموده، جن را بهانهاي براي تفكّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهيم. براستي كه اگر انسان تمام عمر خويش را نيز صرف انديشيدن در بزرگي و عظمت حق تعالي نمايد، بسيار اندك خواهد بود. (و هو العلي العظيم)
مآخذ: کتاب رخنه در اسرارمتافیزیک، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Penetration in Metaphysical Mysteries, Navid publications, 1380 |
|
|
|
|